حاج ملا هادي السبزواري

220

شرح مثنوى

* ( إِنَّ اَلدَّارَ اَلآخِرَةَ لَهِيَ اَلْحَيَوانُ 29 : 64 . ( 1 ) و اين است كه در دعاى تشهّد مىخوانند كه وَقَرِّب وَسيلَتَه وَارزُقنا شَفاعَتَه و وسيلت در ما نحن فيه رحمت رحمانيه است كه * ( وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ 7 : 156 ( 2 ) مؤمن و كافر و هر چيز را فرا گرفته و او وجه الله است كه : * ( فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْه الله 2 : 115 ( 3 ) و اين شفاعت را به خود نسبت داده ، چه ولايت مطلقهء او را كه داير مدار وجه الله است - بلكه فرموده : اَنَا وَجه الله ( 4 ) - جميع اشياء قبول كرده‌اند تكويناً ، اگر چه بعضى قبول نكرده‌اند تكليفاً . و فرمود : « فردا » ، چه بروز او به صورت شفاعت از براى تخفيف عذاب - فى الجمله - آن جاست . يا آن كه مراد به « فردا » بروز وجه الله است و امروز وجه النفس است و الَّا اين رحمت رحيمى نيست كه موجب نجات فردايى باشد . و در بعض نسخ « فردا » نيست ، بلكه چنين است : « ليك بىغم شو شفيع تو منم » . ( ( 3944 ) ) پيش من اين تن ندارد قيمتى * بىتن خويشم فتى ابن الفتى ن 194 13 - ك 76 13 فتى ابن الفتى : فتوت جوانمردى است . و در علم اخلاق مفسر است به : ايثار غير بر خود . ( ( 3945 ) ) خنجر و شمشير شد ريحان من * مرگ من شد بزم و نرگستان من ن 194 14 - ك 76 14 خنجر : تلميح است به شعرى منسوب به آن حضرت كه : السيف و الخنجر ريحاننا افّ على النرجس و الآس نرگستان : چون گلستان ، تلميح است به لفظ نرجس كه در شعر ، منقول بود . هين گمان بد مبر اى ذو لباب با خود آ و الله اعلم بالصواب ن ندارد - ك 76 17 با خود آ : به خود بيا . و در بعض نسخ اين بيت نيست . ( ( 3953 ) ) آن چنان پر گشته از اجلال حق * كه درو هم رو نيابد آل حق ن 195 3 - ك 77 1 آل حق : اهل الله و آل الله نيز گويند . ( ( 3954 ) ) لا يسع فينا نبى مرسل * و الملك و الروح ايضاً فاعقلوا ن 195 4 - ك 77 2 لا يسع فينا : اشارت است به حديث نبوى كه : لى مَعَ الله وَقتٌ لا يَسَعُنى فيه مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَلا نَبىٌّ مُرسَلٌ . ( 5 ) يعنى از براى من با خدا وقتى و مرتبه اى است كه گنجايش ندارد در آن مرتبه ، هيچ فرشتهء مقرب و

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء عنكبوت ، آيهء 64 . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء اعراف ، آيهء 156 . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء بقره ، آيهء 115 . ( 4 ) توحيد صدوق ، ص 150 : سخن وجه الله الذى لا . ( 5 ) اللؤلؤ المرصوع ، ص 66 .